تبليغاتX
ما آخرالزمانیها

 

 

ما آخرالزمانیها

ویژگی آدمهایی که در آخرالزمان زندگی می کنند

متن زیارت شریف ناحیه مقدسه

زيارت ناحيه مقدسه 

          أَلسَّلامُ عَلى ادَمَ صِفْوَةِ اللهِ مِنْ خَليقَتِهِ ، أَلسَّلامُ عَلى شَيْث وَلِىِّ اللهِ وَ خِيَرَتِهِ ، أَلسَّلامُ عَلى إِدْريسَ الْقــآئِمِ للهِِ بِحُـجَّتِهِ ، أَلسَّلامُ عَلى نُوح الْمُجابِ في دَعْوَتِهِ ، أَلسَّلامُ عَلى هُود الْمَمْدُودِ مِنَ اللهِ بِمَعُونَتِهِ ، أَلسَّلامُ عَلى صالِـح الَّذي تَـوَّجَهُ اللهُ بِكَرامَتِهِ ، أَلسَّلامُ عَلى إِبْراهيمَ الَّذي حَباهُ اللهُ بِخُلَّتِهِ ، أَلسَّلامُ عَلى إِسْمعيلَ الَّذي فَداهُ اللهُ بِذِبْــح عَظيم مِنْ جَنَّتِهِ ، أَلسَّلامُ عَلى إِسْحقَ الَّذي جَعَلَ اللهُ النُّبُوَّةَ في ذُرِّيَّتِهِ ، أَلسَّـلامُ  عَلى يَعْقُوبَ الَّذي رَدَّ اللهُ عَلَيْهِ بَصَرَهُ بِرَحْمَتِهِ ، أَلسَّلامُ عَلى يُوسُفَ الَّذي نَجّاهُ اللهُ مِنَ الْجُبِّ بِعَظَمَتِهِ ، أَلسَّلامُ عَلى مُوسَى الَّذي فَلَقَ اللهُ الْبَحْرَ لَهُ بِقُدْرَتِهِ ، أَلسَّلامُ عَلى هارُونَ الَّذي خَصَّهُ اللهُ بِنُبُـوَّتِهِ ، أَلسَّلامُ عَلى شُعَيْب الَّذي نَصَرَهُ اللهُ عَلى اُمَّتِهِ ، أَلسَّلامُ عَلى داوُدَ الَّذي تابَ اللهُ عَلَيْهِ مِنْ خَطيـئَتِهِ ، أَلسَّلامُ عَلى سُلَيْمانَ الَّذي ذَلَّتْ لَهُ الْجِنُّ بِعِزَّتِهِ ، أَلسَّلامُ عَلى أَيُّوبَ الَّذي شَفاهُ اللهُ مِنْ عِلَّتِهِ ، أَلسَّلامُ عَلى يُونُسَ الَّذي أَنْـجَـزَ اللهُ لَهُ مَضْـمُونَ عِدَتِهِ، أَلسَّلامُ عَـلى عُزَيْر الَّذي أَحْياهُ اللهُ بَعْدَ ميتَتِهِ ، أَلسَّلامُ عَلى زَكَرِيـَّا الصّـابِرِ في مِحْنَتِهِ ، أَلسَّلامُ عَلى يَحْيَى الَّذي أَزْلَفَهُ اللهُ بِشَهادَتِهِ ،

          سلام بر  آدم  يارِ مخلص  خدا  از  بينِ  آفريدگانش ،  درود  بر  شيث  ولىّ خدا  و بهترينِ  بندگانش ،  سلام  بر  ادريس  كه  براى خدا حجّتِ  او را  بپا داشت ، درود بـر نـوح كه دعـايش قرينِ  اجابـت بود ، سـلام بر هـود كه كمـك و يارىِ خـدا مَـدَدِ او بود، درود  بر  صـالح كه  خـداوند  تاج كـرامت بر سـرش نهاد ، سـلام بر ابراهـيم  كه خـدا مقـامِ خُلّـت و رفاقـت رابه او عـطا نمود ، درود بـر اسمـاعيل كـه خـداوند ذبـحى عظـيم  از  بهشت  را فـداىِ او نمود ، سـلام بر اسحـاق كه  خـداوند پيامبرى را در  نسـل او  قـرار داد ، درود بر يعـقوب كه خـداوند به رحـمت خود بينـائىِ چشـمش را به او بازگـرداند ، سلام بر يوسـف كه خـداوند به عظـمتِ خود او را از قعـر چاه رهائى بخشيد ، درود بر موسـى كه خـداوند به قدرتِ خود دريا را برايـش شـكافت ، سلام بر هـارون كه خـداوند پيامبـرى خود را به وى اختـصاص داد ، درود بر شعـيب كه خدا او را بر اُمّـتش پيـروز نمود ، سلام بر داوود كه خداوند از لغزش او درگذشت ، درود بر سليمان كه بخاطر شوكتش جنّ به فرمان او درآمد ، سلام بر ايّوب كه خداوند او را از بيماريش شفا بخشيد ، درود بر يونس كه خداوند به وعده خود برايش وفا نمود ، سلام بر عُزَير  كه خداوند  او را پس از  مرگش به  حيات  بازگردانيد ، درود بر زكريّا  كه در  رنج و بَلا شكيبا بود ، سلام بر يحيى  كه خداوند  به  سبب شهادت مقام  و منزلتِ او را بالا برد ،


ادامه مطلب


log
یا ابا عبد الله

یادتون میاد وقتی برای بار اول وارد حرم شریفتون شدم چه حالی داشتم . یادتون میاد چه صحنه زیبایی رو جلوی چشمم اوردید.  احساس می کردم می خواستید با همون حرم قشنگ و با اون بدن پر از جراحت  به خدا می گید : خدایا، جون من عزیزترین و پر بها ترین چیزی بود که داشتم . تقدیمش می کنم به تو .... نه این خیلی کمه. خدایا ببین این هم علی اکبرمه پسر بزرگم ... پسردلبندم .... همونی که خیلی شبیه رسولت محمد مصطفی بود ... اینم تقدیم تو ای خدای بزرگ من ....

 نه برای پرورد گارم باید بیشتر از این هدیه کنم .... خدایا این هم علی کوچولوی نازنین من .... پسر شش ماه ام هم تقدیم شما .... اما نه ... من به خدای خودم آنقدر عشق می ورزم که هر چه دارم فدای او .... خدایا آنطرفتر حبیب بن مظاهر ... قبر پاکش کمی دورتر از مرقد من .... او هم فدایی تو ...

ای وای که خدا عاشقی بزرگتر از حسین نداشت و ندارد ...

 باز هم چشم می چرخانم و این بار 72 عاشق دیگر ... آنها هم هدیه های حسینند تقدیم به درگاه خدا .... انگار حسین تا قیام قیامت با صدای بلند فریاد می زند ... خدایا شاهد باش که من هر چه داشتم تقدیم تو کردم . اینها همه دارایی من بود .... اینها عزیزترین عزیزان من بودند .... خدایا اگر عزیز دیگری هم داشتم تقدیم تو می کردم .... انگار حرم و در و دیوار صحن و سرای حسین مرتب این جمله را فریاد می زنند که ما همه هدیه های حسینیم تقدیم به پیشگاه خدای بزرگ و بلند مرتبه .....

تو گویی حسین ، همه جهان و جهانیان را شاهد گرفته تا به یگانه معبودش بگوید : خدای مهربان و بزرگ من ، این مکانی که من و فرزندان و یارانم  در آن جای گرفته ام هدیه بزرگیست به مقام اولوهیت تو .... خونهای من و عزیزانم پیشکش تو ای معبود و معشوق یگانه من......

در حرم حسین که حضور داری انگار همه این مکان شریف را هدیه ای به خدا می بینی و انگار مرتب این جمله از جانب حسین در گوش جانت طنین انداز می شود که

خدایا اگر هزار بار در این دنیا می مردیم و زنده می شدیم باز با ارزشترین داراییهای خود را به پیشگاه تو ای خدای بزرگ تقدیم می کردیم.....



log
بین الحرمینت از بهشت خدا سره بخدا.....

وقتی از سفر عتبات عالیات برگشتم مهمترین جمله ای که به دوستام می

گفتم این بود که اگه بین الحرمین رو نبینید نصف عمرتون به هدر رفته ..... واقعا هم اینو از ته دل می گفتم . وقتی برای اولین بار خودم رو در بین الحرمین دیدم به آرا مشی رسیدم که وصف کردنش برای اونهایی که اونجا رو ندیدند  خیلی سخته . آدم احساس می کنه داره جایی قدم میزنه که بزرگانی مثل حسین و عباس و اکبر در اون تیکه  زمین  زیباترین صحنه های  معاشقه با خدای خودشون رو آفریدند. بار اولی که وارد بین الحرمین شدم از اون زمین خجالت می کشیدم چون فکر می کردم لیاقت پاگذاشتن روی اون زمین مقدس رو ندارم . اما مدتی که گذشت آخ که چه لذتی رو حس کردم . وقتی آدم تو بین الحرمین قدم میزنه دیگه هیچی از خدا نمی خواد  ، دیگه هیچ آرزویی نداره ، دیگه هیچ دعای مستجاب نشده ای نداره . مثل بچه ها هی از این سر بین الحرمین به سر دیگه می رفتم . یه طرف بارگاه  آقای بزرگوارم حسین و سمت دیگر هم عباس علمدار همچنان نگاهبان صحن و بارگاه ملکوتی برادر بزرگوارشون . از قدم زدن سیر نمی شدم . از خدا هیچی نمی خواستم . فقط خدا رو شکر می کردم که به من اجازه ورود به چنین مکانی رو داد . شاید باور نکنید ولی برعکس تصور خیلیها که ممکنه  فکر  کنند بین الحرمین یه مکانی پر از غم و اندوهه اما من می خوام بگم بین الحرمین به آدم ارامش میده . شاید برای همین میگن بین الحرمین امام حسین از بهشت خدا سره . این هم فقط حرف دل من نبود . همه همسفرهام همین رو می گفتند . نمی دونم ولی شاید علتش این باشه که ادم وقتی تو خونه ولایت پا می ذاره انگار تو خونه خودشه و به آرامش و راحتی می رسه . تو این میدون بزرگ و با صفا دلمون می خواست مرتب قدم بزنیم و به صحن و سرای دو  برادر بزرگوار نظر کنیم .... اهل بیت ما خانواده کرامت و رحمتند . نمی خوان مهمونهاشون کو چکترین ناراحتی داشته باشند و من اینو با تمام وجودم در بین الحرمین حس کردم .

یا با عبد الله....

کاش می شد یه بار دیگه بهم اجازه بدین تو بین الحرمینتون قدم بزنم . کاش بهم اجازه بدین یه بار دیگه شبهای قشنگ و با صفای بین الحرمین رو ببینم . کاش می شد یه بار دیگه هی تو بین الحرمین، بین دو حرم با صفا قدم بزنم و خدا رو به خاطر نعمت بزرگش شکر کنم . کاش می شد دوباره هوای با صفای بین الحرمین رو استنشاق کنم و به اون حالتی برسم که جز خدا و اهل بیت چیز دیگه ای تو این دنیا نخوام .........دوستت دارم حسین من



log
فطرس فرشته ای که به برکت وجود امام حسین نجات یافت

فطرس فرشته ای که به برکت وجود امام حسین نجات یافت

از اینکه در زیر گنبد مطهر ابا عبد الله نماز زیارت می خواندم احساس شادی زاید الوصفی داشتم. تصمیم گرفته بودم حال که افتخار زیارت اباعبد الله نصیبم شده است تا می توانم برای اموات و ملتمسین دعا نماز بخوانم و آنها را نیز در این فیض بزرگ شریک کنم .   ساعت حدود 3 بعد از ظهر بود ، حرم حضرت تقریبا خلوت بود و خیلی از زائران برای استراحت بعد از ظهر به مکانهای اقامت خود رفته بودند.

در رکعت دوم نماز بودم که ناگاه صدای گوشنوازی به گوشم رسید ، به نظرم آمد که جمعیتی حدود چهار صد یا پانصد نفر بانوی  جوان به حرم آمده اند و با صدای موزون و سوزناکی گریه می کنند.گوشنوازی این صدا از این جهت بود که صدای گریه و شیون این بانوان همچون یک قطعه موسیقی ، موزون و هماهنگ بود و سوزناکی آن از این جهت که صدای این بانوان به گونه ا ی غمناک بود که گویا همین لحظه عزیزی را از دست داده بودند ، اگر چه مشغول نماز بودم اما این صدای عجیب توجهم را بشدت به خود مشغول کرد ،با خود می گفتم این کاروان چه کاروانی است که اینگونه موزون و سوزناک برای حضرت ابا عبد الله اشک می ریزد ، لحظه شماری می کردم تا پس از اتمام نماز  این کاروانیان و گریه های سوزناکشان را ببینم و با انها همنوا شوم ، وقتی نمازم به پایان رسید به سرعت به اطراف نگاه کردم ، هر چه گشتم جز همان چند نفری که در اطراف ضریح بودند کس دیگری را ندیدم ولی باز آن صدا به گوشم می رسید ،نمی دانستم چه پاسخی به این پرسش درونیم بدهم ؟این صدا از کجا بود ؟ این بانوان چگونه با این صدای روحنواز و به صورتی زیبا و هماهنگ گریه می کردند؟ چرا من این صدا را می شنیدم اما صاحبان صدا را نمی دیدم ،هر چه فکر کردم چیزی به ذهنم نرسید . در افکار خود غرق بودم که ناگاه نکته ای به ذهنم جرقه زد ، شنیده بودم که فرشتگان عالم ملکوت پس از به شهادت رسیدن امام حسین و یاران وفادارش در اطراف مضجع شریف آن  حضرت به عزاداری پرداخته اند  وهمچنان  تا قیامت برای ابا عبدالله به عزاداری مشغول خواهند بود. از حرم امام حسین خارج شدم و لی آن صدا  همچنان در گوشم طنین انداز بود.

پس از بازگشت از سفر عتبات عالیات ، تا مدتها ،حتی زمانی که به خواب می رفتم  آن صدای زیبا را می شنیدم و خاطرات زیبای سفر به کربلای معلی در ذهن و جانم زنده می شد ، تا اینکه یک روز بر حسب اتفاق ، کتابی در باره واقعه کربلا بدستم رسید که در آن در باره یکی از فرشتگان مقرب خداوند مطالبی نوشته شده بود ،

خلا صه آن داستان این بود که.........

زمانی كه جبرئيل  امین برای ابلاغ پیامی به محضر مبارک 

 رسول اکرم(ص) به زمین فرود می آمد در بين راه فرشته‌ای

را می بیند كه بر روی زمين ناله و فرياد می‌كند.

جبرئيل به آن فرشته كه نامش فطرس بود نزدیک شده و از

او می پرسد: ای فطرس، برای چه اين گونه ناله و فریاد می

کنی؟ فطرس می گوید: ای جبرئيل امین، خداوند مرا به

كاری امر كرد؛  اما من سرپيچی نمودم و بال و پرم اینگونه

که میبینی سوخت .

فطرس از جبرئيل می پرسد: شما كجا می‌رويد؟

جبرئیل می گوید: به خدمت رسول خدا(ص) می‌روم. فطرس

 ناله‌ای زده و می گوید: اگر امكان دارد مرا هم با خود به 

 خدمت حضرت رسول(ص) ببريد. تا شايد آن حضرت در حق

 من دعا كند و بال و پرم به حالت اول بازگردد. جبرئيل هم

پذیرفته و  فطرس فرشته را با خود به خدمت آن حضرت می برد.

جبرئیل و فطرس فرشته زمانی به محضر پیامبر می رسند

که امام حسین (ع)  نیزدر كنار پيامبر(ص)مشغول بازی بود.

 پیامبر از ماجرای فطرس با خبر می شود  و به او می

فرماید: ای فطرس، جلو بيا و بال و پر  خود را به  بدن

حسين(ع) بمال.

 فطرس بدن خود را به بدن امام حسين(ع)می  مالد و در

همان موقع بال و پر فطرس باز شده و پرواز می کند و به

 

مقام و مكان خود در آسمان باز می گردد.

زمانی می گذرد و واقعه جانسوز کربلا رخ می دهد . زمانی

که فطرس از واقعه کربلا مطلع می شود به خداوند عرض

می کند: خدایا ، ای كاش زودتر

 از این واقعه خبر دار می‌شدم و با فرشتگان دیگر به یاری

حسین و یارانش  می  شتافتم  .از سوی خداوند  خطاب

می رسد كه: ای فطرس به همراه  هفتاد هزار فرشته ای

كه در معیت تواند به زمین  برويد و در جوار مرقد حسین 

 معتکف  شويد و در سوگ مصيبت او اشک بریزید. فطرس

به همراه دیگر  فرشتگان ديگر به سرزمين كربلا فرود می

آید و به آن چه كه خداوند به او امر فرموده بود  تا روز جزا در

سوگ حسین و یاران با وفایش عاشقانه اشک می ریزد.......

 



log