|
ما آخرالزمانیها
|
||
|
ویژگی آدمهایی که در آخرالزمان زندگی می کنند |
داشتم فکر می کردم چه کار کنم تا شما باور کنید بیاد شما هستم. تصمیم گرفتم هر روز یک سوره یس به روح پدر بزرگوارتان امام حسن عسگری هدیه کنم . ولی با خودم گفتم : هنر که نکردم . روزی یه سوره خوندن که کاری نداره . شنیده بودم که شما فرموده بودین برای شیعیان بد وارث و بی وارث دعا کنید . با خودم گفتم : بروی چشم آقا جون . روزی صد صلوات برای شادی روحشون می فرستم . اما نمی دونم آقا جون چرا دلم راضی نمیشه . احساس می کنم از شما خیلی دورم . میخوام بگم به من دستور بدین . از من بخواهین تا من بگم چشم آقاجون . اطاعت . با تمام وجود می پذیرم . اصلا من نوکرتون آقا . شما فقط امر کنید . بگید چه کنم تا به من عنایت کنید . چه کنم تا منو در لیست کلفتها و نوکراتون قرار بدین. چه کار کنم تا من هم در زمره کسانی قرار بگیرم که شما برای اونها دعا می کنید ؟ به خدا قسم دوست دارم آدم خوبی باشم . دوست دارم همه کارهام باعث شادی و خوشحالی شما بشه . ولی نمی دونم چطوری . اگه شما دستم رو نگیرید . اگه شما به من عنایت نکنید تو این دنیای وانفسا له و لورده میشم . دلم میخواد نفس کشیدنم هم به فرج شما کمک کنه . الان که دارم این سطور رو می نویسم اشک امانم نمیده ولی باور کنید راست میگم . دوست دارم فقط به شما تکیه کنم . فقط از شما حرف شنوی داشته باشم .فقط سرباز شما باشم . خونم فقط برای شمابریزه . جونم برای شما در بیاد . فقط به شما بگم بر روی چشم . ولی شما رو به مادرتون زهرا قسم میدم دستمو بگیرید . مرا در این وانفسای آخرالزمان تنها نگذارید . دوستتون دارم آقای مهربون و زیبای من.....
